محمد حسين بن مهدى فراهانى
216
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
قضيمه و قضيمه دو چاه آب است در ميان بيابان ، كه يازده ذرع عمق و پنج ذرع دهنهء هريك است . و آب چاهها فى الجمله شور و بدمزه است . و سه دكان هم از سنگ درست كردهاند كه در فصل حجاج ، علف و خرما و گوشت مىآورند و مىفروشند ، ديگر آبادى ندارد . و در اين منزل هم سه شب قبل حجاج آمده و با سارقين نزاع كرده [ و ] دو نفر از حجاج كشته شده بودند . قريهء رابغ روز ششم از قضيمه روانهء رابغ شديم . و از قضيمه به رابغ قريب نه فرسنگ است كه با شتر پانزده ساعت مىرود . صحراى صاف و هموار است و بعضى جاها ريگ نرم و بعضى جاها شورهزار است . و در طرف دست چپ درياى احمر غالبا نمودار بود تا آنكه به رابغ رسيديم . رابغ قريهء آبادى است و نخلستانش بسيار . و قريب هزار نفر جمعيت دارد . و اطراف آن هم ده دوازده قريه هست . و قريب پنجاه شصت دكان دارد كه در فصل آمدن حجاج همه داير است و اقسام ماهى و گوسفند و نان و ساير مأكولات و خيار و هندوانه و نارنج و ليموى ترش يافت مىشود . و از جانب دولت عثمانى هم در اينجا قلعه ساختهاند كه پنجاه نفر عسكر پياده و بيست جمازهسوار و سه توپ در آن است . اما عسكر چه عسكر ! لخت و برهنه ، بىتفنگ و بىسرب و باروت . گذرانشان از آبفروشى و دزدى است . و علمى هم از دولت عثمانى در آن قلعه زدهاند كه آن علم هم ، پاره و شكسته است . و در رابغ چند نفر از مشايخ حرب كه فى الجمله اعتبارى دارند هستند كه از آن جمله حويفض است ، كه در بعضى سنوات رئيس يك قافله از قوافل طياره است . و در رابغ چاههاى آب متعدد هست كه عمقش هفت هشت ذرع مىشود ، اما آبش اغلب شور و بدمزه است . و در محل عبور سيل كه به وضع رودخانه و كنار رابغ است ، يك ذرع دو ذرع كه بكنند آب بيرون مىآيد . و در اين سيلگاه خيلى چاه كندهاند و آبش بالنسبه بهتر از آن چاههاست ، اما باز فى الجمله شور و بدطعم است . و از رابغ تا كنار دريا يك فرسخ است . و رابغ جزو تهامه و ميقاتگاه اهل تسنن است . و با جحفه قريب به محاذى است . و جحفه تا رابغ سه فرسخ و كنار دريا بوده و حالا خراب شده است . بارى روز هفتم در رابغ حجاج تماما اتراق كردند و شب هشتم عاشورا حجاج